X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 25 آذر‌ماه سال 1391

چای

نوشته شده توسط محسن مهدی بهشت در ساعت 13:34

  

چای - هندوستان 

 

چای - هندوستان

 

چای - هندوستان  

 

 چای 

هندوستان 

آبانماه 91

عسک ها از: نیشتیمان

نظرات (11)
شنبه 25 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط فرناز در ساعت 15:28
یک عسک از یک عالمه چای در حال حرکت !!
پاسخ:
در حال حرکت به سوی ایران. برای این که ما آن ها را بخوریم. با قند.
شنبه 25 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط فرناز در ساعت 23:42
فکر نمی کنم . نه قند خواهیم داشت و نه آنها از شر دزدان دریایی خلاصی
پاسخ:
ینی همون چای گیلان رو اونم بدون قند بخوریم؟
هیهات من الذله.
یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط نیشتیمان در ساعت 08:42
در هند به من گفتند چای خوب باید بوی حنا بدهد ومن فهمیدم که چقدر چای خوب دور ریخته ام
پاسخ:
من بعد از این هم دور می ریزم. حنا؟
یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط پروانه در ساعت 12:20
چه عکس خوشگلی!
دوست دارم برم توی این عکس و اونجا قدم بزنم ببینم چه بویی میده
چند سالی است فقط چای ایرانی مصرف می کنیم و چای خارجی به نظرم مصنوعی میاد
پاسخ:
چه خوب. من در عمرم فقط یک بار چای ایرانی را خوردم که خوب نبود و دیگه ام نخوردم.
دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط فرناز در ساعت 07:26
دقت کرده بودم که در ایران _ مثلا لاهیجان _ مزرعه چای سبز خاصی است که حتی اگر بوته را نشناسی از آن رنگ خواهی فهمید که این مزرعه چای است . حالا می بینم که این حتی اگر قرار است چای مزه حنا بدهد هم همین است ! هچنان این سبز خاص و خوب است و گاهی هم موها را بسیار خوشرنگ می کند !!!
پاسخ:
چای یا حنا؟ آن چه موها راخوشرنگ می کند؟
دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط فرناز در ساعت 07:38
از هزار سال پیش شاید حتی هزار قرن پیش !! وقتی که بچه بودم خاطره های خوب و فراوانی از چای دارم . پدرم با چای جوری رفتار می کرد که با یک نوشیدنی مقدس باید رفتار کرد . چای خوب و بد را بسیار می شناخت . چای را بسیار درست دم می کرد و چای خور با گذشت و ماهری بود . جعبه هایی بود که مثل یک صندوق باز می شد اما گود بود . فکر می کنم مال چای شهرزاد بود . فلزی بود . روی آن عکسهایی از منظره های چای بود که این عسکهای امروز مرا به یاد آنها انداخت _ توجه داشته باشید : وقتی صحبت از بچگی من است و وقتی صحبت از این وبلاق وزین است این کلمات شکلهای مختلفی دارند : عسک و غیره ... ! در طرف دیگر جعبه خانمی بود با لباسی محلی سرخ و سبدی زیبا روی سر که توی سبد پر بود از بوته های سبز و زیبای چای . وقتی به چای خوب و وقتی به مزرعه های چای فکر می کنم یادهای خوب زیادی با من است .
پاسخ:
من تا به یاد دارم در کردستان که بودیم عمرن چای ایرانی عرضه می شد. کلی چای خارجی بود که از عراق وارد می شد. روی کیسه ها و جعبه هایش هم نوشته بود: شای.
گاهی توی روزنامه یا مجلات تبلیغات چای ایرانی را می دیدم ولی خودش نبود. شاید تک و توک مغازه هایی آن را داشتند ولی من ندیدم. این داستان مال هزار سال قبل از آن خاطرات شما بود.
سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط محبوبه در ساعت 11:53
آقای محسن آقای محسن

پروانه بانو، توی کامنتشان به جای عسک نوشتند (زبانم لال) عکس! (آیکون شاگرد خود شیرین)
هیهات من الذله.

من وقتی چایی می خورم اصلا برایم فرقی نمی کند چی می خورم. مهم این است که قند داشته باشد. همین :)

من هم مثل پروانه بانوی با احساس عاشق قدم زدن میان این همه سبزی ام ...
پاسخ:
از عسک دیگر تصمیم ما بر این شده است که هر کس به جای عسک آن واژه ی شنیع را بنویسد کامنتش را تایید نکنیم.

سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط پروانه در ساعت 12:44
شما اگر آن شب در خانۀ ما چای نوشیدید به آمار چای خوردن ایرانیتان یکی اضافه کنید.
چه خوب که برای قدم زدن در میان این عسکها همراه دارم! محبوبۀ پر احساس و پر شور!

بروم فلورا را خبر کنم که بیا ببین پشت سر چای ایرانی چی میگن!
پاسخ:
چای؟ من؟ کی؟

ولی مرد و مردونه برای ما دشمن تراشی نکنید.
سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط فلورا در ساعت 23:02
چه عسکهای قشنگی خیلی شبیه منظره های شهر ماست
البته سابقا نیم ساعتی طول میکشید تا به همچین جایی برسیم، جالا یک ساعت شاید هم بیشتر! همه جا اثری از تله کابین و پایه هاش و ابزار یراق دیگر بچشم میخوره! عسکها منو به یاد خاطراتم انداختن... باور میکنید!؟
اما به آقای محسن حق میدم که چای ایرانی نخورن، چرا که اونچه در بازار ایران هست عموما مخلوطیه از چای کهنه داخلی و چای زورچپان خارجی!
پاسخ:
این را امیدوارم خانم پروانه ببینند.
من آخرش این فلسفه ی تله کابین را نفهمیدم. قحطی جاست؟
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط پروانه در ساعت 11:13
دیدم ولی من چای ایرانی می خورم از چای های خارجی که همه اش رنگ است و معده ام را اذیت می کنند استفاده نمی کنم.
تا جایی که یادم هست فلواری گرامی به من گفته بود فقط چای ایرانی مصرف می کند!
بروم ساحل را خبر کنم.
پاسخ:
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط ساحل در ساعت 20:23
وااااااااااااای خدااااااااااااا، لاهیجااااااااان ... من کلی خاطره ی خوب از این شهر ِ دوست داشتنی دارم.
هندوستان ِ نیشتیمان، چه قدر شبیه ِ لاهیجان ماست... :)

درضمن ما فقط چای ایرانی مصرف می کنیم. همسر دخترخاله‌م، باغ چای دارن و هرسال چندین کیلو چای محشر ِ خوش عطر ِ درجه یک ازشون می خریم.

نحوه ی دم کردنش هم مهمه. قوری که توش چای می کنیم هم مهمه.

درضمن تر، بنده یه عدد چای خوری خیلی خیلی حرفه ای هستم. اصولن وختی چای ِ خونم پایین میاد، دیگه خدا رو بنده نیستم ... :)))

کارم از استکان و لیاون گذشته، با پارچ چای می خورم ...:))
پاسخ:
پس با این حساب باید بنشینیم و راه خویش گیریم.
نظر بدهید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد