ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
کف زنی
عسک از: بابک خرم دین
مراسم جشنی چنین را ندیده ام. غرض از گذاشتن این عسک هم عدم آشنایی من با این مقوله است. آیا کسی هست که شکل مراسم را توضیح دهد؟ جشن و مداحی؟ نمی فهمم.
اگر مراغه بودم حتمن می رفتم که ببینم.
من یکی حتی بدون اینکه در جشن شرکت کرده باشم کلی خندیدم !!
ضمنا کف زنی ؟ از کدام نوع ؟؟!!
والله و اعلم به حقایق الامور.
اونهایی هم که میرن اونجا اصلن این پارچه رو نمی خونن چی نوشته!
اینها که خوبند می خوان بروند و کف بزنند. ممکن است سواد هم نداشته باشند. در یکی از نشستها ی یکی از انجمن های ادبی روی تابلو نه چندان ارزان ، در فرهنگسرا در شمال تهران نوشته شده بود: نشست دوستاران .. سه شنبه هر ماه.
منظورش نخستین سه شنبه ماه بود.
من قاطی کردم. دوستاران اصلن خودش درسته؟ کاری به سه شبنه هاش ندارم. فکر کنم دوستداران درسته. آره؟
حالا اینا چن منظوره کف میزنن
جیب بری یا کف زنی
کف صابون توسط دوستاران به دوستداران خانم
کف اصلی که از کف زدن کف میکنن
باید رفت و دید. من فقط حیرون شکل اجراشم.
فکر میکنید برداشت آخرشون از کفزنی چی باشه؟ اگه رفتین با جیب خالی برین.
احتمالن همینه.
سلام دوست گرامی کلی خندیدم اما یه نکته
می دونی با چه کسی طرف هستی وبا برای خنداندن مردم عوامی مثل من چه شخصیتهایی را زیر سوال می بری همه مسلمان نیستند وهمه شیعه نیستند شخصیتی مثل امام عصر را با یه اشتباه کوچلو می خوای مسغره کنی خیلی زشته حالا خود دانی اما من که خیلی اهل شوخی ومسغره هستم هیچ و.قت به مکتب اهل بیت شوخی نمی کنم یه لحضه هم به خودم اجازه نمی دم یا علی
شما متنی را که در زیر عسک نوشتم را خواندید؟
از کجای این متن این بو به مشام مبارک شما رسید که چیزی یا کسی را مسخره کرده ام؟
این سانسورها را تا کی باید تحمل کنیم. و اصلن این جای سانسور دارد؟
مراسمی بوده که عسکی از بنری از این مراسم را یکی از همشهریان خود شما به شکل دادن آدرس عسک برای من در وبلاگم و در صندوق پستی من گذاشته است. من هم کاملن صادقانه نوشته ام که مداحی و کف زنی ندیده ام. و اگر مراغه بودم می رفتم و می دیدم.
در ضمن بابک هیچ وقت ملت خودش را تحقیر نمی کرد
بابک را هم می شناسم. از دوران مدرسه و از کتاب تاریخی که می خواندیم. و می دانم او علاوه بر این که ملت خودش را تحقیر نمی کرد به ایرانی بودن خودش هم می بالید. و در همین راه هم جانش را نثار کرد.
من هم به این که یک وقتی و در زمانی کسی چون او در ایران می زیسته می بالم.