اگر ننوشته بودید نمی بر دیوار، فکر میکردم یک اثر هنری است. و انگاری واقعنی هم یک اثر هنری خودجوش است. اگر همان فکری که من کردم در سر شما بوده است، باید بگویم خیالتان راحت! آن اتفاق هرگز نمی افتد و آن پوتین هم جهت کوهنوردی استفاده خواهد شد. البته اگر لنگه اش پیدا شود!
پیدا هم بشود عمرن ما به کوهنوردی برویم. کار به این سختی؟؟ فکر کردید ما که هستیم؟ رستم؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
خیلی دوست دارم مردی را که دست به زیر چانه به پوتین خیره شده اما ذهنش را سپرده به دوردستی بدون پوتین و بدون تفنگ .
کسانی که -مرد و زن- به پوتین و تفنگ فکر نمی کنند خیلی خوبند.
داشتم از اینجا رد می شدم دیدم پوتین هست گفتم بپوشم اما یکیشو پیدا نکردم .
اون یکیش سر راه بود. روی پله ها. داشتی میومدی پایین، پات خورد بهش افتادی. ولی شانس آوردی که هیچ جات نشکست؟
اگر ننوشته بودید نمی بر دیوار، فکر میکردم یک اثر هنری است. و انگاری واقعنی هم یک اثر هنری خودجوش است. اگر همان فکری که من کردم در سر شما بوده است، باید بگویم خیالتان راحت! آن اتفاق هرگز نمی افتد و آن پوتین هم جهت کوهنوردی استفاده خواهد شد. البته اگر لنگه اش پیدا شود!
پیدا هم بشود عمرن ما به کوهنوردی برویم. کار به این سختی؟؟
فکر کردید ما که هستیم؟ رستم؟