X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
جمعه 5 آبان‌ماه سال 1391

نمی بر دیوار

نوشته شده توسط محسن مهدی بهشت در ساعت 08:05

 نمی بر دیوار

 

نمی بر دیوار 

دیدگاه این روزهای من 

مردی با انگشت حسرت یا حیرت بر دهان، 

 به پوتینی خیره شده است. 

 

عسک از: خودم (محسن)

نظرات (3)
جمعه 5 آبان‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط فرناز در ساعت 08:08
خیلی دوست دارم مردی را که دست به زیر چانه به پوتین خیره شده اما ذهنش را سپرده به دوردستی بدون پوتین و بدون تفنگ .
پاسخ:
کسانی که -مرد و زن- به پوتین و تفنگ فکر نمی کنند خیلی خوبند.
شنبه 6 آبان‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط قلی در ساعت 16:10
داشتم از اینجا رد می شدم دیدم پوتین هست گفتم بپوشم اما یکیشو پیدا نکردم .
پاسخ:
اون یکیش سر راه بود. روی پله ها. داشتی میومدی پایین، پات خورد بهش افتادی. ولی شانس آوردی که هیچ جات نشکست؟
شنبه 6 آبان‌ماه سال 1391
|+| نوشته شده توسط محبوبه در ساعت 22:13
اگر ننوشته بودید نمی بر دیوار، فکر میکردم یک اثر هنری است. و انگاری واقعنی هم یک اثر هنری خودجوش است. اگر همان فکری که من کردم در سر شما بوده است، باید بگویم خیالتان راحت! آن اتفاق هرگز نمی افتد و آن پوتین هم جهت کوهنوردی استفاده خواهد شد. البته اگر لنگه اش پیدا شود!
پاسخ:
پیدا هم بشود عمرن ما به کوهنوردی برویم. کار به این سختی؟؟
فکر کردید ما که هستیم؟ رستم؟
نظر بدهید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد